تبلیغات
هیوا 1304 - مطالب طنز
 
هیوا 1304
دوشنبه 13 مهر 1388 :: نویسنده : مسعود حقمرادی
 سلطان سرزمین کوچکی مدام از خود درباره هدف و معنای زندگی میپرسید. این سوالات به حدی ذهن او را اشغال کرده بود که خور و خواب را از او گرفته بود.


ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 13 مهر 1388 :: نویسنده : مسعود حقمرادی
روزی مرد جوانی در میانه ی شهری ایستاد و ادعا کرد زیباترین قلب دنیا را دارد . جمعیت زیادی دور او را گرفته و به قلب سالم و بدون خدشه ی او


ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 13 مهر 1388 :: نویسنده : مسعود حقمرادی
خری امد بسوی مادر خویش

تورا من دوست دارم بهتر از جان******** ز بین این همه خرهای خوشگل


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 13 مهر 1388 :: نویسنده : مسعود حقمرادی
فیل
اگه گفتین یک فیل بره بالای درخت چی میشه؟

یک فیل از زمین کم میشه

اگه دوتا فیل بره بالای درخت چی میشه؟

دوتا فیل از زمین کم میشه



ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 13 مهر 1388 :: نویسنده : مسعود حقمرادی
معما های جالب و خواندنی

ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 13 مهر 1388 :: نویسنده : مسعود حقمرادی
مردی در صحرا دنبال شترش می‌گشت تا اینکه به پسر باهوشی برخورد و سراغ شتر را از او گرفت

ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 13 مهر 1388 :: نویسنده : مسعود حقمرادی


هیچ كلكی در كارنیست! این بازی بطرز شگفت آوری دقیق خواهد بود! البته بشرطی كه تقلب نكنید!  فقط به دستور العمل عمل نماید و تقلب نكنید، در غیر اینصورت نتیجه درست از آب در نخواهد آمد و بعد آرزو خواهید كرد كه ایكاش تقلب نمی كردید! این حدوداً 5 دقیقه زمان خواهد برد تا شما را دیوانه كند!! كسی كه این پیام را ارسال كرده گفت كه آرزویش ظرف 10 دقیقه به حقیقت پیوست!!! این بازی نتیجه خنده دار و در عین حال شگفت انگیزی خواهد داشت! پیام را یكجا تا پایا ن نخوانید بلكه مرحله به مرحله پیش بروید و عین دستورالعمل انجام دهید! نكته: زمانی كه میخواهید اسامی را بنویسید اطمینان حاصل كنید كه اشخاصی هستند كه شما آنها را می شناسید (تبصره از خودم: یعنی اسم الكی یا بیخودی ننویسید!)



ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 13 مهر 1388 :: نویسنده : مسعود حقمرادی

یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی 1 میلیون دلار افتتاح کرد . سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند . و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود ، تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت . قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد .



ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 13 مهر 1388 :: نویسنده : مسعود حقمرادی

 





نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تماس با ما


.