هیوا 1304
دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : مسعود حقمرادی

ن[ویرایش]

  • نادر: کمیاب، بی همتا
  • نادیا: امید
  • ناز آفرین: معشوقی که ناز فراوان می‌کند
  • نازبانو: بانوی ناز دار
  • نازپرور: پرورش یافته در ناز
  • نازچهر: کشی که چهره ناز دارد
  • نازفر: دارای شکوه
  • نازلی: پرناز و غمزه - نامی ترکی برای دختران
  • نازی: با ناز، اهل ناز
  • نازیدخت: دختر ناز
  • نازیلا : طناز - نامی ترکی برای دختران
  • نامور: مشهور، ارزنده
  • نامیا: مشهور (در گویش کوچکسرا- نام پسر)
  • نانی: منسوب به نان
  • ناهید: پاک و بی آلایش - نام مادر اسفندیار و مادر اسکندر
  • ناهیرا: معشوقهٔ پسر داریوش
  • نجمه: ستاره، کوکب (نام دختر)
  • نائیریکا: در فرهنگ ایران باستان دختری زیبا و دانا که پس از مرگ برشخص نیک گفتار و نیک کردار و نیک پندار ظاهر شده و او را از پل چینوت (صراط) می‌گذراند.
  • ندا: آواز، بانگ، فریاد
  • نرسی: فرشته وحی در اوستا - نام پسر شاپور نوه اردشیر بابکان
  • نرگس: گلی خوشبو و زیبا (نامی یونانی)
  • نریمان: پهلوان، دلیر - نام پدر سام
  • نسترن: گلی سفید و زیبا از گونه‌های نرگس
  • نسرین: گلی سفید و پر برگ
  • نسرین دخت: دختر نسرین
  • نسرین نوش: نام همسر بهرام گور
  • نسیم: بوی خوش و باد ملایم
  • نشاط: شادمانی، شادی-نام دختر
  • نصرت: یاری
  • نکیسا: نوازنده و خواننده دربار خسرو پرویز ساسانی
  • نگار: نقش، بت، صنم
  • نگاره: شکل دارای نقش و نگار
  • نگارین: نقاشی شده
  • نگین: گوهر قیمتی
  • نِلی: نوعی دیگر از نیلی -
  • نلین:رنگین کمان
  • نفیسه:گران‌بها، قیمتی؛(در قدیم)ارجمند و گرامی؛
  • نیلاس:عشق بی پایان
  • نوا: ناله، آواز
  • نوژا: مثل درخت صنوبر همیشه سبز
  • نوش (انوش): زندگی جاوید
  • نوش آذر: آتش جاویدان - از آتشکده‌های عصر ساسانی
  • نوش آور: چیزی که زندگی و حیات می‌آورد
  • نوشا: نوشنده، آشامنده
  • نوش آفرین: افریننده شادی و شیرینی
  • نوشدخت: دختر شاد
  • نوشروان (انوشیروان): جاویدان، اولین خسرو ساسانی
  • نوشفر: شکوه جاوید
  • نوشناز: دارای ناز و ادای شیرین
  • نوشین: گوارا و شیرین
  • نوید: مژده و بشارت
  • نوین: تازه، جدید
  • نوین دخت: دختر تازه به دنیا آمده
  • نیک بین: خوش بین
  • نیک پی: پاک نژاد
  • نیکتا: بی همتا کسی که در نیکی همتا ندارد
  • نیک چهر: خوشگل و زیب
  • نیک خواه: شخص خیر خواه و خیراندیش
  • نیکداد: بخشنده نیکی
  • نیکدخت: دختر پاک و نیکو
  • نیکدل: دل پاک
  • نیکزاد: زاده نیکی و پاکی
  • نیلوفر: گل پیچک و زینتی به رنگهای سفید و سرخ وآبی /نام فرشته گه در روز هفتم وهشتم مرداد فرمانروابود ودر باستان انرا جشن م گرفتند
  • نیلی : نیلگون،به رنگ آسمان، کسی که همانند آسمان بیکران و یکرنگ است
  • نیما: کمان - نامی مازندرانی برای پسران
  • نیوشا: شنونده

و[ویرایش]

  • وارلی: ثروتمند، دارا - نامی ترکی برای پسران
  • واحد: یگانه، یکتا، بی همتا
  • وامق: دوست دارنده، عاشق - عاشق عذر
  • ورجاوند: ارجمند - به اعتقاد زردشتیان کسی که درآخر زمان ایران را آباد می‌کند
  • وریا: بیدار، آگاه - نامی محبوب برای پسران در میان کردها
  • وشمگیر: شکارچی بلدرچین - نامی دیلمی برای پسران
  • وهرز: نام مرزبان کشور یمن درعهد انوشیروان
  • وهسودان: نیک آسوده و آرام - عنوان یکی از سلاطین آذربایجان
  • ویدا: آموزنده و تعلیم دهنده
  • ویس: نام معشوق رامین در داستان ویس و رامین
  • ویشتاسب: صاحب اسبان فراوان
  • ویگن: جهش و پرش - نامی ارمنی برای پسران
  • ونداد: امید، آرزو، نام سردار ایرانی، بشارت پیروزی
  • ونوشه: بنفشه به زبان مازندرانی
  • وجیهه: نامی ایرانی
  • ویانا: نام دختران کردی (عاشق و دلدار) و اوستایی (فرزانگی و فرهیختگی و دانایی)

ه[ویرایش]

  • هژیر: خوب چهره، نام یکی از پسران گودرز که بدست سهراب کشته شد
  • هخامنش: دوستار اندیشه - نام جد کورش کبیر
  • هربد (هیربد): حاکم آتشکده، موبد موبدان
  • هرمز: اهورمزدا، خدای بزرگ ایرانیان - نام پسر بهمن و نام پسر انوشروان
  • همایون: مبارک، خجسته - نام تنی چند از پادشاهان هندوستان
  • هاله:سایه
  • هما: فرخنده، مبارک، مرغ سعادت - نام دختر گشتاسب و خواهر اسفندیار
  • همادخت: دختر مبارک و فرخنده بخت
  • همدم: رفیق و مونس و همزبان
  • همراز: محرم اسرار
  • همراه: دوست و یار موافق
  • هلاله: هلال ماه - گل لاله
  • هنگامه: غوغا، شلوغی، دادوفریاد
  • هوتن: خوش اندام، نام یکی از متحدان داریوش درحمله به مغان
  • هور: خورشید، آفتاب
  • هورتاش: همچون خورشید
  • هورچهر: تابان روی، زیب
  • هورداد: فرستاده و داده خورشید
  • هوردخت: دختر خورشید
  • هورزاد: زاده خورشید
  • هورمزد: روز اول فروردین (نوروز)
  • هورمند: شبیه خورشید
  • هوروش: خورشید مانند، مثل خورشید
  • هوشنگ: هوش و درایت - نام یکی از سلاطین پیشدادی و فرزند سیامک -یا خوش صورت= (هو=صورت و شنگ=شادوخوش)
  • هوشیار: با هوش و آگاه
  • هومان: نیک اندیش، نام یکی از سرداران افراسیاب و نیز نام برادر پیران ویسه
  • هومن: نیک منش
  • هونام: خوشنام، نیکنام
  • هویدا: آشکار و نمایان
  • هیتاسب: صاحب اسب بسته شده
  • هیرمند: یکی از القاب گستاسب، آتش پرست
  • هیوا: میوه به - نامی ترکی برای دختران
  • هیوا: امید وآرزو - نامی کردی برای دختران و پسران
  • هورام: اسم قدیمی سرزمین هورامان (اورامان)
  • هاوژین: همدم و یار زندگی(ژین =زندگی)، نام کردی دختر
  • هاوین: خورشید، تابستان، نام کردی، دختر
  • هستی: زندگی

  • یادگار: آنچه از انسان بجای ماند - پسر پادشاه گرجستان
  • یاسمن (یاسمین): گل زیبائی به رنگ سفید و زرد و کبود
  • یاشار: جاوید- نامی ترکی برای پسران
  • یاور: کمک و همدست و یار
  • یزدان: خداوند، آفریدگار هستی
  • یکتا : بی نظیر
  • یگانه: بی نظیر، بی مانند بی همتا صمیمی همدل یکرنگ تنهاومنحصر به فرد
  • یوتاب: درخشنده و بی مانند
  • یوشع: نام پسر نوح پیغمبر
  • ییلماز: بی باک، شجاع- نامی ترکی برای پسران
  • یسنا: نماز و ستایش و پرستش
  • یسان: سزاوار ولایق




نوع مطلب : نام های اصیل ایرانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تماس با ما


.

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات