هیوا 1304
دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : مسعود حقمرادی
  • پارمین: تکه‌ای از بلور، نام همسر داریوش هخامنشی
  • پارمیدا: مترادف: پارمیس، پر دانش و دانا، پر مهر و پرعهدوپیمان، بهشت کوچک، دختر باران (عروس باران)
  • پارسا: پاکدامن، زاهد
  • پاکان: پاکها - نامی کردی
  • پاکتن: نیکو چهر پاکیزه تن
  • پاکدخت: دختر پاک
  • پاکزاد: پاک نژاد، نجیب
  • پانته آ: زن زیبای شوشی. همسر آرتاداس که مادها او را به کورش هدیه کردند اما نپذیرفت
  • پدرام: آراسته، نیکو، شاد[۵۹]
  • پرشنگ: تابش، آتشپاره
  • پرتو: روشن، تابش، فروغ
  • پرنسا: پرنسا، اسم اصیل ایرانی به معنای لطافت و زیبایی است.
  • پَرنگ: نام پسر سام
  • پوروچیستا: دختر دانا - نام دختر کوچک زرتشت گرامی و همسر جاماسپ
  • پرستو: پرنده مهاجر
  • پرویز: پیروز - لقب خسرو دوم، پادشاه ساسانی
  • پروین: (پَرو + ین) واژه «پَرو» در «پروانه و پروین» به معنای «پر» است و «پروین» یعنی " به ظرافت و زیبایی پر، دختر زیبا و با ظرافت یا دختر سفید روی و زیبا / پروین اعتصامی موجب ماندگاری این نام شد / واژه پروین در خوشه پروین نام مجموعه‌ای از ستارگان است که با عُنقود ثُـرَیّـــا در عربی برابری می‌کند
  • پردیس: بهشت، باغ و بستان
  • پرهام: پرهام یکی از قدیمی‌ترین نامهای پارسی باستانی (مخفف پیر همه) و به معنی فرشته خوبی است. همچنین نام پارسی و کهن یکی از پیامبران اوللعزم است، قبل از آنکه با نام حضرت ابراهیم و از طریق قرآن به ایرانیان معرفی گردد.
  • پژمان: افسرده، غمگین
  • پژوا: بیم و هراس
  • پژواک: انعکاس صدا، طنین
  • پرنیا: پارچه حریر
  • پرنیان: حریر[۶۰]
  • پشنگ: میله آهنی - نام پدرافراسیاب[۶۱]
  • پشین: پسر کیقباد[۶۲]
  • پروانه: (پرو + انه = پروانه / به مانند پر یا به ظرافت و زیبایی و سفیدی پر پرندگان) حشره‌ای زیبا که خود را به شعله می‌زند
  • پرسام: پهلوان. مانند سام
  • پری: فرشته
  • پریچهر: زیبا روی -دارای چهرهای به زیبایی پری- نام همسر جمشید شاه
  • پریدخت: دختر پری، همسر سام نریمان و مادر زال
  • پریسا: همچون پری = پری افسای. افسون کننده حور و پری
  • پرناز: پری ناز دار
  • پریوش: پری روی، فرشته روی
  • پریا: زیبا جمع پری
  • پگاه: بامداد، سحر، صبحگاه[۶۳]
  • پوپک: هدهد
  • پوران: جانشین، یادگار
  • پوراندخت: نام دختر خسروپرویز
  • پوریا: پوریا پیوند «پور» به معنی «پُر» و «ی » نسبت و« الف» زیبایی است.(پور + ی + ا = پوریا) پوریا یعنی بسیار دارنده.
  • نامهای کهن ایرانی که در کتاب گنجینه نامهای ایرانی ثبت است نام‌هایی چون پوروبّراتَر: پُر برادر / پورو تور: دارندهٔ گاو نر بسیار / پورو داتا: بسیار دهنده، سخی را داراست. در این نامها پور به معنی «پُر» است .
  • در روایتی دیگر، "پور" را به معنی <پسر> و "یا" را مخفف <آریا> میدانند که پوریا معنی پسر آریایی را می‌دهد.
  • این نام را به خاطر پوریای ولی (پهلوان محمود خوارزمی) عارف و پهلوان ایرانی صاحب کتاب «کَنزُ الحقائق» به عنوان نام برای پسر برمی گزینند.
  • پولاد: آهن سخت و کوبیده، نام پهلوان ایرانی زمان کیقباد
  • پویا: سرشار از زندگی
  • پویان: رونده و دونده - جستجو کننده - دکتر امیر پرویز پویان، رهبر نهضت سیاهکل
  • پونه: گیاهی خوش عطر و بو که در کنار جویها می‌روید.
  • پیام: الهام، وحی، پیغام
  • پیروز: کامیاب، فاتح، نام چند نفر از پادشاهان ساسانی
  • پیمان: عهد، قول وقرار - عنوان اسامی مردان در فارسی دری
  • پرسام: پهلوان. مانند سام

ت

  • تابان: تابنده، منور
  • تاباندخت: دختر تابناک
  • تاجی: تاجدار، نام و عنوانی در فارسی دری
  • تارا: یک دسته ستاره، تور قرمز رنگی که عروس بر سر دارد (کردی)، الهه محافظ و نگهدارنده (هند و اروپایی)، مدینه فاضله (ایرلندی)،
  • تاراز: نام یکی ازقله‌های زاگرس (نامی لری)
  • تاویار: آتشبان - نامی کردی و پسرانه
  • ترانه: زیبا و صاحب جمال، سرود، نغمه
  • ترنج: از مرکبات درشت تر از مرکبات دیگر است.نام ایرانی دخترانه
  • تیدا:دختر خورشید (اوستایی-پهلوی)
  • تناز: نازنین، با ناز و کرشمه - نامی کردی مادر لهراسب - دختر آرش کمانگیر
  • توران: نام دختر خسروپرویز - سرزمین تور
  • توراندخت: دختری از توران
  • تورج: دلاور، یکی از سه پسر فریدون شاه
  • تورنگ: خروس صحرایی، قرقاول
  • توفان: باد سخت
  • توژال: برف اندک - نامی کردی
  • تیر داد: داده تیر، اشک دوم پادشاه اشکانی
  • تیام: چشمهایم (استعاره ازعزیزم) نامی لری
  • تینا: نام یک گل
  • تینو: تشنه، نامی کردی

تندیس:لوح با ارزش

  • تهمینه:زن شجاع و فداکار.مادر سهراب

ج

  • جابان: سردار ایرانی یزدگرد
  • جامین: اسم یکی از قهرمانان ایران زمین، نامی کردی
  • جاماسب: وزیر گشتاسب که با دختر زرتشت ازدواج کرد
  • جاوید: پایدار، همیشگی
  • جریره: نام دختر پیران ویسه که همسر سیاوش شد.
  • جمشید: پسر طهمورث چهارمین پادشاه پیشدادی
  • جوان: برنا، دلیر، شاداب
  • جویا: جوینده - پهلوان مازندرانی بود که بدست رستم کشته شد.
  • جهان: دنیا، عالم، گیتی، کیهان
  • جهانبخت: شانس و اقبال جهان
  • جهانبخش: بخشنده جهان
  • جهاندار: نگهبان جهان
  • جهانشاه: شاه جهان - نام یکی از امپراتوران مغول
  • جهانگیر: فاتح جهان - نام پسر رستم
  • جهان بانو: بانوی جهان، ملکه جهان
  • جهاندخت: دختر گیتی
  • جهان ناز: مایه فخر عالم
  • جیران: آهو، نامی ترکی




نوع مطلب : نام های اصیل ایرانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تماس با ما


.

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات