هیوا 1304
دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : مسعود حقمرادی

 

  • اتسز: نام ترکی، لاغر و استخوانی، از پادشاهان خوارزم[۲۳]
  • اختر: ستاره، علم، درفش، فرشتهٔ موکل کرهٔ زمین[۲۴]
  • ارد: خیر وبرکت، فرشته نگهبان ثروت - نام چند تن از پادشاهان اشکانی[۲۵]
  • اردشیر: نام پادشاه ساسانی، اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانیان[۲۶]
  • اردوان: پادشاه اشکانی[۲۷]
  • اردلان: (مرکب از: ارد درستی و راستی و پارسائی + لان مزید موخر) - اسم طایفه‌ای از ایلات کرد ایران که در سنندج مسکن دارند. اهالی آن از دیگر طوایف بحسن خلق و جلادت امتیاز دارند.
  • ارژن: نوعی درخت کوهی[۲۸]نام کردی
  • ارژنگ: آرایش، کتاب مانی نقاش، پهلوان تورانی که به دست طوس کشته شد، نام دیوی در شاهنامه[۲۹]
  • ارسلان: شیر، دلیر و شجاع، نام پادشاه سلجوقی، نام ترکی، پسر[۳۰]
  • ارسیا :زلال و شفاف مانند اشک چشم-به کسر الف اول - مرکب از ارس(اشک چشم) + یا نسبت
  • ارشیا: تخت واورنگ پادشاهی[۳۱]
  • ارغوان: نام درختی با گل و شکوفه‌های سرخ رنگ[۳۲]، نام مغولی، دختر
  • ارمغان: هدیه، تحقه، سوغات[۳۳]، نام مغولی، دختر
  • ارنواز:دختر جمشید شاه پیشدادی[۳۴]، نوازش شده اهورا
  • اروانه: نام گلی کوهی است - نامی کردی
  • استدیریکا: مرد دانشمند
  • استر: ستاره، برادرزاده مردخای و همسر خشایارشا[۳۵]
  • اسرین: اشک (زلال)، نام کردی / اورامی/ هورامانی/، دختر
  • اسفندیار: - پسر گشتاسب که بدست رستم کشته شد[۳۶]، پاک آفریده شده
  • اشکان: منسوب به اشک، بنیانگذار پادشاهی پارت[۳۷]، همانند اشک (پاک و زلال)
  • اشکبوس: پهلوان دارای جامه کبود رنگ / (اَشک +کَبوس یا (کَبوث)/ «اشک» به معنی «پهلوان» و «کَبوس یا کَبوث» به معنی «رنگ کبود» و در مجموع اَشک کَبوس یا اَشکَبوس -که به سکون کاف نیز خوانده می‌شود- به معنی «پهلوان دارای جامه کبود رنگ» می‌باشد / اشکبوس در شاهنامه نام پهلوان کوشانی است که به کمک افراسیاب آمد، اما به دست رستم کشته شد.[۳۸]
  • افسانه: داستان، سرگذشت، شهرت یافته[۳۹]
  • افسون: نام شاعری پارسی گوی در هندوستان در قرن نوزدهم میلادی، سحر و جادو، حیله و تزویر[۴۰]
  • افشین:سردار ایرانی که بابک خرمدین را دستگیر کرد.[۴۱] با همت
  • افشار: شریک، رفیق نام ایل نادر شاه[۴۲]
  • اکوان (آکمین): مردی که همنبرد رستم بود[۴۳]
  • امید: (به زبان پهلوی امیت) نام پدر آذرپات، آرمان، انتظار، آرزو[۴۴]
  • انوش (آنوشا): بی مرگ، استوار و جاوید، دختر مهرداد ششم[۴۵]
  • انوشروان: دارندهٔ روح جاویدان، لفب خسرو اول پادشاه ساسانی[۴۶]
  • انوشه: خوش و شاد،آفرین [۴۷]
  • اورنگ: عقل و کیاست، تخت پادشاهی، نام فرستادهٔ پادشاه کشمیر به یمن[۴۸]
  • اوژن: شکست دهنده، دشمن برانداز[۴۹]
  • اوستا: اساس و بنیان، پناه و ملجأ[۵۰] نام کتاب آسمانی زردشت
  • اهورا: (اهورامزدا) نام خداوند[۵۱]
  • ایاز:نام غلام ترک سلطان محمود غزنوی[۵۲]، بزرگ و پاینده
  • ایده: فکر نو
  • ایران: نام پسر هوشنگ، منسوب به آریا، محل زندگی آریانژادان[۵۳]
  • ایراندخت: دختر ایران، نام مرکب[۵۴]
  • ایرج: یاری‌دهندهٔ آریائی‌ها، نام پسر فریدون، پادشاه و پهلوان ایرانی[۵۵]
  • ایزدیار: نامی در ویس و رامین، فرزند مسعود غزنوی[۵۶]، کسی که خداوند یار اوست




نوع مطلب : نام های اصیل ایرانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تماس با ما


.

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات